دلم جاده میخواست، میخواد هنوز، و این خواستن و نرسیدن دردناک بود. دلم جاده میخواست، جادهای که تو توش کنارم نشستی، راه میری و با هیجان و حتا نگرانی از تصور دنیای پیش رو میگی ... گاهی میشه موند و…
رویای شیرین اما دوری بود. تازه بیدار شده بودم و علیرضا قربانی داشت برایم آواز میخواند. صدایش در گوشهایم برای ساعتها و شاید روزها میپیچید و تو لای همهی درختها و میان مه غلیظ میخندیدی. انگار هنوز سفر پاریس و…
لاهه شهر قانون و آرامش | سفر سوم من با پروازی به استانبول و سپس به آمستردام (هلند - اروپا) آغاز شد. نیمروز به آمستردام رسیدم و با دوستم یک راست به لاهه رفتیم. اگرچه میخواستم نخست سراغ آمستردام برم،…
سفرنامه: یک فرفری در اروپا | سفر سوم | این بار هم سفر من همراه با لذت هیجانی خوش و دلهرهای عجیب آغاز شده. این بار بیشتر از هر بار و نزدیک دو ماه، با یک کوله که نزدیک ۵…
کیش این روزها دیگه رنگی از گذشتهی خودش نداره، هرچند خاطرههاش مونده. کیش امروز یک جزیرهی توریستی کوچیک و به نسبت مدرن با مراکز خرید بزرگ و سرگرمیهای آبی هستش و مردمانش هم از شهرهای دیگه به اونجا اومدن. دیگه…
گشتن توی سفین بیشتر از ۲۰ دقیقه زمان نمیبره، اما دیدن و حرف زدن با آدمهاش حتمن زمان میخواد. نیمروز شده و کمتر کسی توی ده دیده میشه. هرچند جمعیتی هم نداره. با این حال یک مرد میانسالی رو میبینم…
در میان آفتاب تند و سوزان کیش و باد دلنوازی که گرمای نیمروز رو مطبوع میکنه، در کوچهها و گذرهای تنگ و میون دیوارهای سفید ده قدم میزنم. اینجا سفین ئه، یک ده کوچیک که گذرهاش پیچیده و در هم…
سفرنامه: کیش، ترکش خلیج فارس | کیش که زمانی به خاطر فراوانی صید مرواریدهایش به مروارید خلیج فارس معروف بود، امروز در ذهن بیشتر مردم با عنوانهای دیگهای شناخته میشه: جزیرهای مدرن و به روز با مراکز خرید بزرگ و…