گشتن توی سفین بیشتر از ۲۰ دقیقه زمان نمیبره، اما دیدن و حرف زدن با آدمهاش حتمن زمان میخواد. نیمروز شده و کمتر کسی توی ده دیده میشه. هرچند جمعیتی هم نداره. با این حال یک مرد میانسالی رو میبینم…
در میان آفتاب تند و سوزان کیش و باد دلنوازی که گرمای نیمروز رو مطبوع میکنه، در کوچهها و گذرهای تنگ و میون دیوارهای سفید ده قدم میزنم. اینجا سفین ئه، یک ده کوچیک که گذرهاش پیچیده و در هم…