Skip to main content

به سلامتی داستان و تو و جاده و ته دنیا

دلم جاده می‌خواست، می‌خواد هنوز، و این خواستن و نرسیدن دردناک بود. دلم جاده می‌خواست، جاده‌ای که تو توش کنارم نشستی، راه می‌ری و با هیجان و حتا نگرانی از تصور دنیای پیش رو می‌گی ... گاهی می‌شه موند و…
Read More

علیرضا قربانی می‌خواند، من صدایت می‌زنم: همه تو

رویای شیرین اما دوری بود. تازه بیدار شده بودم و علیرضا قربانی داشت برایم آواز می‌خواند. صدایش در گوش‌هایم برای ساعت‌ها و شاید روزها می‌پیچید و تو لای همه‌ی درخت‌ها و میان مه غلیظ می‌خندیدی. انگار هنوز سفر پاریس و…
Read More

بابک نوین | Babak Novin